خرید vpn

خرید کریو

خرید vpn

خرید کریو

خرید vpn

خرید وی پی ان

خرید kerio

دانلود فیلم

دانلود مراسم افتتاحیه المپیک 2012 لندن

دانلود مراسم افتتاحیه المپیک 2012 لندن

آرام شکستم...!!!

  • 108
  • پنجشنبه 12 مرداد 1391

آرام شکستم...!!!

آرام شکستم از دوری و فراقت ...

آرام تر از مستی رویای شبانه که دمی با تو بمانم...

آرام شکستم که مبادا دل بارانی تو غصه سر آید...

مبادا دمی از عشق نگویی...

دمی از مهر نخوانی...

 

آرام شکستم و هیچ نگفتم از درد دل و آه شبانه ام...

آرام شکستم که ندانی شکستم!!!



برچسب ها : ,

0 دیدگاه

میرسد...

  • 86
  • پنجشنبه 12 مرداد 1391

فصل گلهای ابریشم فرا میرسد ، 
فصل در پیله ی تنهایی ماندن است ، 
فصل حکومت اصوات ،
ما  در خفا خانه های ضمیر خویش چیزی پنهان کرده ایم 



برچسب ها : ,

0 دیدگاه

خدایا...

  • 76
  • پنجشنبه 12 مرداد 1391

خدایا خسته ام ...
از این زندگی ...
از این دنیای به ظاهر زیبا ...
از این مردم که به ظاهر صادق و با وفا ...
خسته ام ...
از دوری ...
از درد انتظار از این بیماری نا علاج خسته ام
از این همه دروغ و نیرنگ خسته ام ...
آری پروردگارم از این دنیا خسته ام از آدم هایش
از دروغ هایش از نیرنگ هایش خسته ام ...
پس کو صداقت و محبت چرا اندکی محبت در میان دل مردم نیست چرا قطره ای از
عشق در چشمان بنده هایت نیست همش دروغ پیدا است همش نیرنگ پیدا است ...
دیگر دست محبتی در میان مردم نیست
دیگر عشقی پاک و مقدس در میان مردم نیست سفره ی دل مردم همش دروغ
است ...
به ظاهر پاک و صادقانه است ...
ای خدایم ای معبودم خسته ام ...
آهای خدا خسته خسته ام................................



برچسب ها : ,

0 دیدگاه

هجرت...

  • 82
  • پنجشنبه 12 مرداد 1391

یک  صبح  سرد

آن هنگام که خورشید آخرین نشانه های سیاهی شب را با آستین پیراهن طلایی اش

از آبی آسمان پاک می کرد

پرستوها خبر هجرت تو را برایم آوردند

و من بناگاه از خواب غفلتی که به سنگینی یک عمر اهمال در دوست داشتن بود بیدار

شدم

از آن صبح تلخ  تا کنون رد چشمانت را دنبال کرده ام ..به هرکجا که نظر انداخته ای

به گلزار...به باغهای نارنج..دشتهای خوشبختی....چشمه های امید...آسمان دلتنگی...و به اوج کهکشان عشق

هر آنجا را که طراوت چشمانت  مقدس کرده بود..با نم ا شکی بوسه زدم

هنوز تو را نیافته ام اما چشم که می گشایم  نگاهت در سرتاسر بیشه وجودم

جاریست ....همچون ترنم باران...



برچسب ها : ,

0 دیدگاه

شکستم...

  • 123
  • پنجشنبه 12 مرداد 1391

در خودم شکستم و تو صدای قهقهه هایت دنیا را لرزاند.
این قانون طبیعت است که وقتی موج سرش به صخره می خورد.
در خود می شکند و ساحل کف میزند...!



برچسب ها : ,

0 دیدگاه

امشب...

  • 73
  • پنجشنبه 12 مرداد 1391

امشب

با دیدن تـــو و او...

من شکستم...

در خودم...

در قلمم...

در نوشته هایم...

در اشک هایم...

در دست های لرزانم...

من در هرزگی های تــــو شکستم امشب...

کلمات و حروف امشب برای توصیف من...

باید فاحشگی کنند در آغوش غریبه...

تا بدانند...

درد دارد...

درد.



برچسب ها : ,

0 دیدگاه

سکوت پرده دار فریادهای ماست

  • 88
  • پنجشنبه 12 مرداد 1391

سکوت پرده دار فریادهای ماست

آن زمان  که فریادی خاموش همچون آتشی از درون زبانه می کشد و دردهایمان را دیگر یارای پنهان ماندن نیست ....

هنگامی  که سینه را نای نگاهداری رازهایمان نیست

و ضربانهای قلب به شماره می افتند

تنها راه شاید  سر دادن نعره ایست بلند و طولانی

روی قله کوهی همین نزدیکی ها

و فریادی آنقدر بلند که خواب دل مردگان را چون گرداب در هم کشد

و آنقدر طولانی .....که به اندازه قرنها خاموشی عاشقان خسته

 

اما افسوس که سکوتی سنگین همواره پرده دار فریادهای ماست....

 

سکوتی سخت همچون دیواره ای از سنگ های خارا  باز می دارد ما را از        فریاد

و خواهیم سوخت در حسرت

حسرت یک عمر فرو خوردن نعره های درون

می شود آیا روزی این سکوت را بشکنیم ؟

می شود آیا روزی  این دیوار را فرو ریزیم ؟

 

دیواری که سنگهایش از خود ماست ...عقلانیت بیش از حد... خودخواهی ... تزویر...و شاید از یاد بردن عشق...

   

 ای کاش این سنگ ها را در هم شکنیم

ای کاش  نسیمی از عشق بر ما وزیدن کند

 

کاش این دیوار را فرو ریزیم.....

 



برچسب ها : ,

0 دیدگاه

کجاست باران...

  • 91
  • پنجشنبه 12 مرداد 1391

خالی ام از حرف

 

پُرم از دلتنگی

 

تشویش هجرت باران

 

خسته ام از اندیشه ..دلگیرم از سوالات بی انتها

 

آلوده ام به روزمرگی

 

دورم از عشق

 

بی میلم به گفتن یا نگفتن

 

حنجره را  رغبتی به فریاد نیست

 

تلخم  ..نا پاکم ..مبهوتم ..دل چرکینم ..خشمناکم

 

از خود فرسنگها فاصله دارم  ..فاصله ای که کم نمی شود

 

در عذابم ..در تب و تابم ..در التهابم

 

خسته ام  ...خسته ام از تکرار ..از تکرار لبخند بی ریشه ! میان

 

این درد تا درد بعدی ..

 

فرسوده ام ..رنجورم ..خسته ام ..خسته ام ..

 

کجاست بارانی از عطوفتِ بی منت تا نمناکم کند ...

 

کجاست دستی تا بگیرد دستم از روی  مِهر...

 

کجاست آن در که به نور باز شود ..

 

کجاست باران

 

کجاست...



برچسب ها : ,

0 دیدگاه

باید عوض کنم...

  • 80
  • پنجشنبه 12 مرداد 1391

باید که لهجه کهنم را عوض کنم
این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم

یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب
شمع قدیم سوختنم را عوض کنم

هرشب میان مقبره ها راه می روم
شاید هوای زیستنم را عوض کنم

بردار شعر های مرا مرهمی بیار
بگذار وصله های تنم را عوض کنم

بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
از من مخواه تا کفنم را عوض کنم

من که هنوز خسته باران دیشبم
فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم



برچسب ها : ,

0 دیدگاه

عوض شده ...

  • 71
  • پنجشنبه 12 مرداد 1391

آیین عشق بازی دنیا عوض شده است

یوسف عوض شده است، زلیخا عوض شده است

سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی

در عشق سالهاست که فتوا عوض شده است

خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسیم

خو کن که جای ساحل و دریا عوض شده است

آن با وفا کبوتر جلدی که پر کشید

اکنون به خانه آمده اما عوض شده است

حق داشتی مرا نشناسی، به هر طریق

من همچنان همانم و دنیا عوض شده است



برچسب ها : ,

0 دیدگاه

صفحه قبل 1 صفحه بعد